گل باغ آرزوهام توی دست سرد باده
واسه من گرون تموم شد این یه دل دادن ساده
رفتی و ازم گرفتی رنگ خنده و صدامو
از درخت شبا چیدی همه ی ستاره هامو
کاش نمی دیدمت هیچ وقت سخته از تو دل بریدن
بهترین بهونه ای تو واسه ی نفس کشیدن
جای تو خالی حالا بین آدما و گلها
حالا تو دوری و دوری ... بین ما شکسته پل ها
اولش دست زمونه گره ی عشقمو کور کرد
بعدش آوار جدایی قلبمو زنده به گور کرد
دل بهت دادم و گفتم با خوب و بدت می سازم
آخر کارو نخوندم که جوونیمو می بازم
حالا تو یه قطره اشکی می درخشی توی چشمام
نمی ذارم که بیفتی بی تو تاریک میشه دنیا
.....................
نمی ذارم ؟ چه فایده ای داره ... همه راست می گن ... همه ... اون نمی تونست خوشبختم کنه ... نمی خواست ... دارم باور می کنم که لیاقت اون همه عشق رو نداشت ... دارم باور می کنم به خاطر خودش حاضر بود همه کار بکنه و برای من ...
می دونم راحت نفس می کشه ... راه می ره ... زندگی می کنه ... کار می کنه و پیش خودشم میگه : بهترین کارو کردی ... آفرین ... اون بعدا می فهمه تو کارو درست رو کردی الان نمی فهمه ...
آره می دونم پیش خودش همیشه به خودش حق می ده همیشه ... باد تو قبقب انداختن و مغرور بودن که کاری نداره ... خودخواهیه اونم مثل عشق من انتها نداشت ... حق داشت می خواست راحت زندگی کنه و شاید عاشق بشه ... عاشق من که نبود ... هیچ وقت دیگه نمی تونم قبول کنم یه روزی عاشقم بود و شیاد باشه ... نه دیگه برام محاله ... حتی باور اینکه آیا هنوز دوسش دارم ؟!؟! هیچ وقت نمی تونم براش آرزوی خوشبختی کنم ... نفرینشم نمی کنم ولی نمی تونم آرزو هم بکنم خوشبخت شه ... حس بدی دارم و فقط می خوام فراموشش کنم ... اگه بشنوه شاید خوشحالم بشه ... گرچه اون می خواست خوب تموم شه ... این بود خوب تموم شدن ؟؟ که حالا پیش خودم ازش ناراحت باشم حس بد داشته باشمو حتی نتونم آرزوی خوبی براش بکنم ؟!؟! چه اهمیتی داشت براش که چه به سرم میاد ... وای ... چه کرد و من نفهمیدم ... خدایا ... خدایا ... چی دارم بگم ؟؟ حتی نمی تونم باور کنم همچین شخصی که ادعای عشق می کرد و من هنوز اس م اس و عکساشو دارم واقعا یه روز وجود داشته ... خیلی خودخواه بود ... باید دیگران رو دوست داشته باشم ... باید باور کنم هنوز هستن کسایی که دوستم دارن ... آره باور می کنم ... باور کرده ام ... ولی تیر آخر رو اون زد و منو به همه بدبین کرد ... من حداقل برای اون جبران کردم ... اون راحت رفت فکر کرد اون تمومش کرده ... ولی کاری کرد من فکرم داغون بشه و سخت شروع کنم ... ولی می کنم ... ولی شروع کردم ... خودخواه بودی می خواستی شروع برام سخت باشه ولی من این کارو کردم ... تو هم یه روز ... ولش کن نمی خوام چیزه بدی بگم ...
خدایا ... خدایا ... عجیب دلم گرفته ... عجیب ...