اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٦/٢/٢٧

 

 

اشکی که بی صداست ... پشتی که بی پناست ... دستی که بسته است ... پایی که خسته است ... دل را که عاشق است ... حرف را که صادق است ... شعری که بی بهاست ... شرمی که آشناست ... دارایی من است ... ارزانی شما ...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/٢٧

 

باز باران ...

باز باران ـ بی ترانه ـ گریه هایم عاشقانه ...

                                                        می خورد بر سقف قلبم ...

یاد ایام تو را داشتن ... می زند سیلی به صورت ...

باورت شاید نباشد ...

     مرده است قلبم ز دستت ... فکر آنکه با تو بودم

                                                           با تو بودم شاد بودم

                                                                    تو دشت آن نگاهت ... گم شدن در خاطراتت ...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/٢٧

 

 

شب آغاز هجرت تو ... شب در خود شکستنم بود ...

شب بی رحم رفتن تو ... شب از پا نشستنم بود ...

شب بی تو ؛ شب دل مرده های تنها بود ...

.....

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/۱٢

 

هنوز هم ! به خدا !

همیشه حواسم به بی صبری این دل ساده بود !

نه وقتی برای رج زدن روزهای رد شده داشتم ؛

نه حتی فرصتی

که دمی نگاهی به عقربه های ثانیه شمار ساعت بیندازم !

با آرزوهای آن ور دیوار زندگی کردم !

با خوابهای بربادرفته !

منتظر بودم روزی بیاید ؛

که همه در خیابان به یکدیگر سلام کنند ؛  

چراغ تمام چهارراه ها سبز شود ؛

و همسایه ها ؛

خواب پراید سفید و موبایل بدون قسط

و کابوس چک برگشتی نبینند !

چاقو تیزکن ها بادکنک بفروشند

و سر و کله تو

از آنسوی سایه سار فانوسها پیدا شود !

هنوز هممنتظرم !

از گریه های مکررم خجالت نمی کشم !

سکوت بیمارستان بیداری را رعایت نمی کنم !

کاری به حرف و حدیث این و آن ندارم !

دکارت هم هرچه می خواهد بگوید !

من خواب می بینم !

پس هستم !

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/۱٠

 

وقتی دنبال عکس تو می گشتم !

امروز ؛ چرکنویس پاک یکی از نامه های قدیمی را

پیدا کردم !

کاغذش هنوز ؛

از آوار آن همه واژه بی دریغ

سنگین بود !

از باران آن همه دریا !

از اشتیاق آن همه اشک !

چقدر ساده برایت ترانه می خواندم !

چقدر لبهای تو

در رعایت تبسم بی ریا بودند !

چقدر جوانه ی رویا

در باغچه بیداریمان سبز می شد !

هنوز هم سرحال که باشم ؛

کسی را پیدا می کنم

و از آن روزهای بی برگشت برایش می گویم !

نمی دانی مرور دیدارهای پشت سر چه کیفی دارد !

به خاطر آوردن خوابهای هردم رویا ...

همیشه قدمهای تو را

تا حوالی همان شمشادهای سبز سر کوچه می شمردم ؛

بعد برمی گشتم

و به یاد ترانه ی تازه ای می افتادم !

حالا ؛ بعضی از آن ترانه ها ؛

دیگر همسن و سال سفر کردن تو اند !

می بینی ؟ عزیز !

برگ تا نخورده ی آن  چرکنویس قدیمی ؛

دوباره از شکستن شیشه ی پر اشک بغض من تر شد !

می بینی ؟

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/۱٠

 

 

عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم

بوسه اي داد ؛

چو برداشت لب از روي لبم ،

توبه کردم که دگر توبه بي جا نکنم ...

 

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/۱٠

 

 

سکوتم را به باران هدیه کردم ؛

               تمام زندگی را گریه کردم ؛ 

                      نبودی در فراق شانه هایت ؛

                                به هر خاکی رسیدم تکیه کردم ...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/۱٠

 

 

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد ...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/٧

 

پيش از پريروز شدن امروز

دیگر ساعتی بر دست من نخواهی دید !

من بعد تو عبور ریز عقربه ها را مرور نخواهم کرد !

وقتی قراری بین نگاه من و بی اعتنایی نگاه تو نیست ؛

ساعت به چه کار من می آید ؟

می خواهم به سرعت پروانه ها پیر شوم !

مثل همین گل سرخ لیوان نشین ؛

که پیش از پریروز شدن امروز ؛

می پژمرد !

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم ؛

بعد بیایم و با عصایی در دست ؛

کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم ؛

تا تو بیایی ؛

مرا نشناسی ؛

ولی دستم را بگیری و از ازدحام خیابان عبورم دهی !

حالا می روم که بخوابم !

خدا را چه دیده ای !

شاید فردا

به هیئت پیرزنی برخواستم !

تو هم از فردا ؛

دست تمام پیرزنان وامانده در کنار خیابان را بگیر !

دلواس نباش !

آشنایی نخواهم داد ‌!

قول می دهم آنقدر پیر شده باشم ؛

که از نگاه کردن به چشمانم نیز ؛

مرا نشناسی !

شب بخیر !

 پيام هاي ديگران ()

Negar

۱۳۸٦/٢/٢

 

 

به نام او ...

نمی دونم چه خبره ... نمی دونم چرا این مدلیم ... امروز ۲ اردیبهشت بود ... و پس فردا ... هنوزم که هنوزه ... ولی ... چقدر بده که آدم برای خیلی چیزا بترسه ... یا اصلا ... فکرکنه خب که چی ؟! چه اهمیتی داره ؟! اصلا نکنه کار تو غلط باشه و باعث ناراحتی بشه ... یا اصلا بعدش بد شه و ندید گرفته شی و حساب دیگه ای رو کارت شه ... !؟ ولی کی می دونه که من دیگه دنبال چیزی نیستم یا کاری نمی کنم که بخوام چیزی رو عوض کنم ... اینو خوب فهمیدم که تا وقتی دیگران نخوان تو تنها نمی تونی کاری رو که می خوای انجام بدی مخصوصااگه کاری که می خوای بکنی به یه آدم دیگه یا بقیه آدما مربوط باشه ... بی خیال ... اینا مهم نیست !! مهم اینه هرچی ام بشه آدم دوست داشته باشه و یه کاری رو بکنه حالا هرجوری می خواد بشه.. از اینایی که شده که دیگه بدتر نمیشه ... تازه الانم که دیگه خبری نیست ... دیگه همه چی ریخته و خراب شده ... کسی بهت اهمیت نمی ده ... توام که با همه چی حالا چه به ظاهر چه باطن کنار اومدی یا می خوای بیای ... پس حالا اگه کاریم که دلت می خواد بکنی یا نکنی دیگه چه فرقی می کنه جز اینکه حداقل خودت آروم میگیری ؟! آره ... هیچ وقت عادت نداشتم جلوی دلمو بگیرم ... حتی حالا ... حتی حالام که همه چیزو یه جور دیگه میبینم و همه چی برام عوض شده و حتی شاید خیلی چیزا و کسارو باور ندارم و نمی خوامم باور کنم ... باور کنم چیزایی که یه روز باورشون داشتن واقعی بودن و حالا تموم شدن ؟ یا دروغ بگم که نه هنوزم چیزی عوض نشده ؟ حتی فکرشم ... هیچی ... خلاصه فقط یه کلام ... ممکنه همه وجودمم عوض شده باشه یا بشه ... ولی یه چیزایی همیشه برای آدم عزیز می مونه ... بعضی خاطره ها ... بعضی روزا ... ممکنه دیگه خودتو نشناسی ... ممکنه حتی به چشم ببینی همه چیزایی که دوسشون داشتی دروغ بوده و شاید اشتباه فکر کردی ... ولی ... همیشه دوست داری یه روزایی یه اتفاقایی رو همیشه تو ذهنت داشته باشی ...

نمی دونم ... حتی نمی دونم چی می نویسم ... خستم ... خیلی ... می دونم چرت زیاد نوشتم ...

خدایا آرومم کن ... نباید زیاد احساسی بشم و یادم بره که چیا سرم اومد و چه طور همه چی و همه باورهام جلوی چشمم فرو ریخت و باور کردم خیلی چیزا فقط حرف بود ...

مثل همیشه پیشم باش و کمکم کن ... بعدا فکر می کنم ...

به امید خودت ...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0