اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٥/٧/٥

 

يکی از خوابهای همين هفته ...

نمیدانم چرا همه می حواهند ٬

طناب امیدم را

از بام آمدنت ببرند !

می گویند ٬

باید تو میرفتی تا من شاعر شوم !

عقوبت تکلم این همه ترانه را ٬

تقدیر می نامند !

حالا مدتی ست که می دانم ٬

اکثر این چله نشین ها چرند می گویند !

آخر از کجای کجاوه ی کج کوک جهان کم می آید ٬

اگر تو از راه دور دریا برگردی ؟

آنوقت دیگر شاعر بودنم ٬

چه اهمیتی دارد ؟

همین نگاه غمناک ٬

همین قلب بی قرار ٬

جای هزار غزل عاشقانه را می گیرد !

می رویم بالای بام بوسه می نشینیم

و ترانه به هم تعارف می کنیم !

در باران زیر سایه هم پناه میگیریم !

تازه می شود بالای تمام ابرهای بارانی نشست !

آنوقت ٬

آنقدر ستاره به روسری زردت می چسبانم ٬

تا ستاره شناسان

کهکشان دیگری را در آسمان کشف کنند !

به چه میخندی ؟

یادت هست که همیشه ٬

از خندیدن دیگران

بر چکامه های پر (( چرا )) یم دلگیر می شدم ؟

اما تو بخند !

تمام ترانه ها فدای یک تبسمت ! خاتون !

حالا برای همه می نویسم که آمدی

و سبزه صدایت در گلدان سکوتم سبز شد !

می نویسم که دست های سرد مرا ٬

در زیر این همه تازیانه گرفتی ؟

می نویسم که ....

بیدار شو ! ای دل رویا باف !

بیدار شو !

 

دلم گرفته... فقط همینو میتونم بگم ... دلم عجیب گرفته است ...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0