خسته
شکسته و
دل بسته
من هستم
من هستم
من هستم
از اين فرياد
تا آن فرياد
سکوتی نشسته است .
لب بسته در دره های سکوت
سرگردانم
من می دانم
من می دانم
من می دانم
جنبش شاخه يی
از جنگلی خبر می دهد
و رقص لرزان شمعی ناتوان
از سنگينی پابرجای هزاران جار خاموش
در خاموشی نشسته ام
خسته ام
در هم شکسته ام
من
دل بسته ام .
( شاملو )