اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٤/٥/٢۸

 

 

هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد از پی اش برويد ؛

هر چند راهش سخت و نا هموار باشد .

هنگامی که با بالهايش شما را در بر می گيرد ؛ تسليمش شوید؛

گر چه ممکن است تيغ نهفته در ميان پرهايش مجروحتان کند.

وقتی با شما سخن می گويد باورش کنيد ؛

گرچه ممکن است صدايش روياهاتان را پراکنده سازد ؛ همان گونه که باد شمال باغ را

بی بر می کند.

زيرا عشق همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد ؛ به صليبتان می کشد .

همان گونه که شما را می پروراند ؛ شاخ و برگتان را هرس می کند .

همان گونه که از قا متتان بالا می رود و نازک ترين شاخه هاتان را که در آفتاب می

لرزاند نوازش می کند ؛  به زمين فرو می رود و ريشه هاتان را که به خاک چسبيده اند

می لرزاند .

عشق؛ شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند .

 می کوبدتان تا برهنه تان کند . سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند.

آسيابتان می کند تا سپيد شويد . ورزتان می دهد تا نرم شويد .

آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضيافت مقدس خداوند ؛ نانی

مقدس شويد .

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0