قیافه های غم زده ...
آدمک های پس زده ...
چشماشون از عشق کور شده ... نمی دونه چه ها شده ...
باز شکسته قلباشون ...
ازدست یه بی معرفت ...
کسی که ذره ای نداره ... تو وجودش درک و فهم ...
نمی فهمه که من واسش می خونم ...
نمی فهمه که من به پاش می مونم ...
نمی فهمه که من عاشق شدم ...
نمی فهمه که قلبم واسه اونه ... نمی تونه تنها بمونه ...
نمی شه از عشق بی تو بخونه ...
کاش می شد دوباره چشماشو ببینم ...
کاش می شد دوباره دستاشو بگیرم ...
کاش می فهمید که بدون اون می میرم ... می میرم ...
نمی فهمه که من واسش می خونم ...
نمی فهمه که من به پاش می مونم ...
نمی فهمه که من عاشق شدم ...
نمی فهمه که قلبم واسه اونه ... نمی تونه تنها بمونه ...
نمی شه از عشق بی تو بخونه ...