اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٦/٢/۱٠

 

وقتی دنبال عکس تو می گشتم !

امروز ؛ چرکنویس پاک یکی از نامه های قدیمی را

پیدا کردم !

کاغذش هنوز ؛

از آوار آن همه واژه بی دریغ

سنگین بود !

از باران آن همه دریا !

از اشتیاق آن همه اشک !

چقدر ساده برایت ترانه می خواندم !

چقدر لبهای تو

در رعایت تبسم بی ریا بودند !

چقدر جوانه ی رویا

در باغچه بیداریمان سبز می شد !

هنوز هم سرحال که باشم ؛

کسی را پیدا می کنم

و از آن روزهای بی برگشت برایش می گویم !

نمی دانی مرور دیدارهای پشت سر چه کیفی دارد !

به خاطر آوردن خوابهای هردم رویا ...

همیشه قدمهای تو را

تا حوالی همان شمشادهای سبز سر کوچه می شمردم ؛

بعد برمی گشتم

و به یاد ترانه ی تازه ای می افتادم !

حالا ؛ بعضی از آن ترانه ها ؛

دیگر همسن و سال سفر کردن تو اند !

می بینی ؟ عزیز !

برگ تا نخورده ی آن  چرکنویس قدیمی ؛

دوباره از شکستن شیشه ی پر اشک بغض من تر شد !

می بینی ؟

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0