اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٦/۱٠/٢۱

 

می خوام دوباره باشم ...

می خوام دوباره شروع کنم ... دیگه هیچ کس نیست که بخواد باعث بشه به خاطرش کارهایی رو که دوست دارم و اون دوست نداره انجام ندم ...
از همه چیم بگذرم و .... آخرشم بشم یه ..... چی بگم ؟! بگم چی شنیدم ؟ بگم چه تهمت هایی بهم زده شد ؟ یه آدم هرزه می تونه به خاطر عشقش حتی از خواسته هاشم بگذره ؟! از دلخوشی هاش ! از چیزایی که حتی نمی تونسته کوچکیک ترین آزاری به عشقش داشته باشه و ... مثل همین نوشتن ساده تو وبلاگ ! کاش بودم ! کاش عوضی بودم ... کاش هرزه بودم !
می خوام دوباه بنویسم ... شاید این طوری آروم بگیرم ...
دوباره برگشتم به اتاق رویاهام ... اتاق کوچیک و گرد و غبار گرفته روزهای دور گذشته ... مامن غصه ها و ناراحتی هام ....
خدایا کمک کن بلند شم ... خدایا کمکم کن نفرین نکنم ! کمکم کن فراموش کنم چی شنیدم ... کمکم کن ...
بالاخره داره اشکام در میاد ... ظاهرا می خوام خالی شم ... ظاهرا دارم از ااین حالت کپ در میام ...
چه ساده بودی دختر !!! چیا رو ازت گرفتن و صدات در نیومد ... چقدر کوچیک شدی برای اینکه یه نفراحساس بزرگی کنه ؟!؟! کسی که دوسش داری بتونه منم منم کنه ....
اون وقت الان جلوت وایسه و از وضع خوبش و برنامه های آیندشو درآمد بالاش بگه و چندتام بخوابونه تو صورتتو دستاتو چنان فشار بده و چنگ بندازه و بپی چونه که ....
و تو ... به روزایی فکر کنی که اونو با یه پیرهن تنش پذیرفتی ... درحالی که تو ناز و نعمت بزرگ شده بودی ... با همه چیش ساختی ... همدردش شدی ... مشوقش شدی ....
همه دردا ناراحتی ها و نداریا و نداشننا و فحشا و عصبانیتاش برای تو بود و اون وقت حالا این قدر خودشو گم می کنه که دست روت بلند می کنه ... هرجا میشینه و به هرکی میرسه از وضع خوبش میگه و بعدم نمی ترسه از روزی که اینا همون طور که 2 ماهه بدست اومد 2 ماهه هم نه! یک شبه به باد بره .... !!! ادعا هم بکنه برای پول دست روت بلند نکرده چون حقت بوده این کارو کرده ....
منم هیچ وقت نگفتم برای این بوده ... اصلا فرقی نمی کنه برای چی بوده ! توجیهی نداره !!!! برای من که نداره !!! هیچ توجیهی نداره .......
من فقط گفتم خودشو گم کرده حالا به واسطه پول بوده یا هر کوفت زهرماری ... خودشو گم کرده و داره تند میره و ... هرچی می خواد می گه و به این می نازه که راحته ... داره خوب جلو میره ... غمخوارم لابد نمی خواد ... دردی نداره ...همه چی با پول حل میشه ... همه به خاطر خودش میان سراغش چون که خیلی اخلاقش خوبه !!! ... هیچ نیازی هم دیگه به من نیست ! ولی یه روز خیلی زود ... خیلی نزدیک معنی همه اون توهینا ... تهمت ها و ... کتک هایی که هنوز رو دست و صورتم احساسشون می کنم رو می فهمه و ... خیلی زود می همه وضع خوب به پول داشتن نیست ! آدم می تونه تو میلیاردها تومن پول غرق بشه ولی از کثافتی که دورشو گرفته حالش بهم بخوره و نتونه فرار کنه ... از خودش ... از آدمای کثیفی که دورشو گرفتن و هیچ احساسی توشون نیست ... خیلی زود می فهمه من خودشو می خواستم ! خیلی زود می فهمه جمله " هرروزم داره وضعم بهتر میشه " اینقدرام راحت نباید از دهنه آدم در بیاد ... خیلی زود می فهمه من اونایی که اون می گفت نبودم ...
می دونم اگه وضعش اون نبود ... اگه داغون بود ...اگه فکرش هنوزم خراب و ناراته قرضاش بود اون قدر راحت نمی تونست همه چیزو فراموش کنه ... چون می دونست آدم دردا بودم ... یار خوشی نبودم ... چون اصلا مگه چقدر خوشی بود که بخوام دلمو بهش خوش کنم ؟ چند ساعت روز به دعوا نمیگذشت ؟ ... من برای چی می خواستمش ؟ دعواها کیف می داد ؟ فحشاش قشنگ بود ؟ ..... خدایا .... چه رسمی داره دنیات ؟؟؟ ....

دیگه نمی تونم ... می خوام برم ....

فقط می سپارمش به خدا ...


 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0