اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٦/۱٢/۱

 

راستی چی شد ... چه جوری شد ...

قسم به عشقمون قسم

همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد

چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید می گم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

 

راستی چی شد چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید می گم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

 

به ملاقات اومدم

ببین که دل سپرده داری

چه گونه عمری از احساس دل شدی فراری 

نگاهم کن دلم رو عاشقانه هدیه کردم

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری

 من از پروانه بودن ها

من از دیوانه بودن ها

من از بازی یک شعله سوزنده

که آتش زده بر دامان پروانه

نمی ترسم ....

من از هیچ بودن ها

از عشق نداشتن ها

از بی کسی و خلوت انسانها

می ترسم ...

 

راستی چی شد چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید می گم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم ...

 

من از عمر رفاقت ها

من از لطف صداقت ها

من از بازی نور در سینه بی قلب ظلمت ها

نمی ترسم ...

من از حرف جدایی ها

مرگ آشنایی ها

من از میلاد تلخ بی وفایی ها

می ترسم  ...

 

راستی چی شد چه جوری شد  

اینجوری عاشقت شدم

شایدمی گم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم ...  

 

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0