اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٤/٥/۳۱

 

امواج رهسپار

موج اول همچو کوهی می نمود

نعره زن؛ می آمد و ره مگشود

پا به ساحل کوفت يعنی : ((اين منم؛

کز غريوی چرخ برهم می زنم !))

موج دوم در پی اش باليد زود ؛

موج اول را ز ميدان در ربود !

خواست تا آرد خروشی بر زبان ؛

موج سوم باز بر بستش دهان !

موج چهارم موج سوم را شکست

تا به جای خود نشست آن خود پرست !

اين جهان دريا و موج اند اين بشر

رهسپاران در قفای يکدگر

موج من گفتم ؛ نه موجی؛ شبنمی!

سر به سر عمرت درين عالم دمی .

شب نشسته ؛ صبحدم ؛ برخاسته 

می برندت زين جهان ؛ نا خواسته !

اين نفس درياب با يک هم نفس

تا که آن موجت نفرموده ست بس!

اين نفس فردا نمی آيد به دست

پس به شادی بگذرانش تا که هست !

                 (مشيری)

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0