اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٥/۳/٧

 

عشق

به نام او

عشق

آه که هرکس در هر گوشه و کناری می کوشد تا به گونه ای؛ گرمای دلپذير آن را در قلب خود حس کند؛ مگر خود تو بارها با چشمانی پر از اشک  به آسمان چشم ندوخته ای و آهی از دل نکشيده ای؟ به راستی چند بار از سر کوچه يا خيابانی گذر کرده ای و نگاهی آغشته به درد به آن انداخته ای؟ چند بار در نيمه های شب دست به سوی ستارگان گشوده ای تا سوار بر بال روياهايت؛ لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کنی؟

عاشقی دردی است که بی آن؛ نه من؛ نه تو و نه هيچ انسانی را که قلبی در سينه داشته باشد يارای گذر دوران زندگانی نيست. دردی است که زيبايی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق ديد و نوای اميد بخشش را در تپش قلب او شنيد.

عاشقی زيباست؛ همچون لحظهٌ ديدار؛ عاشقی زيباست...

و عاشقی بس زيباست.

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0