اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٤/٥/۱٧

 

از اين بدتر...

 کاش يکی دردتو می فهميد...با امروز شد ۴روز که دلم گرفته...اعصابم داغونه ...ميخندم ولی تو دلم غوغاست...دلم ميخواد گريه کنم ولی بين بقيه دوست ندارم ...چون ازت میپرسن چته؟ باز چيه؟ گيرواينا که چيه و من هيچ وقت نتونستم باور کنم اگه يکی حالتو بپرسه يا بخواد از دلت بدونه از ته ته دلش ميگه و فقط داره به تو و ناراحتی تو فکر ميکنه...و...بد تر از اين اينه که اصلا کسی نپرسه چيه ... چی شده ... شايد هممون می دونيم که اداما شده برا تعارف حال همو می پرسن ولی همينم اگه کسی نگه بدتر داغون می شيم...و بد تر از همه اينا اينه که تا اشک نريزی و ...هيچ کس از نگات از خستگيت از تو خودت بودنت از شوخی هات که حرفات توشه از خنده های غمگينت نفهمه که ناراحتی و از اونم بدتر  اينه که تازه اگرم بفهمه چيزی نگه ...و از اينم بدتره بدتر اينه که دليله ناراحتيتو مسخره بدونه ... و از اينام بدتر اينه..............

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0