اتاق رویا

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٤/٥/۱٧

 

دلم برای کسی تنگ است...

دلم برای کسی تنگ است که نگاهش ماورای نگاه انسان بود عميق بود و با نفوذ دلم برای کسی تنگ است که زيبايی روح را می ستود ؛ مهربانی را دوست داشت ؛ گذشت را می فهميد . دلم برای کسی تنگ است که چشمان خيس از اشک را می بوسيد ؛ نگاه نگران را حس ميکرد ؛ دستان سرد را می فشرد لبخند را باور می کرد ؛ دلم برای کسی تنگ است که قلب پر از عشق را درک می کرد ميشناخت...

روحم  زيبا بود ... مهربان بودم...با گذشت بودم...چشمانم هميشه خيس از اشک بود و نگاهم نگران ... دستانم سرد بود و لبخند بر لبانم ... و قلبم ...!!! قلبم پر از عشق نبود !! پر از عشق شده بود... با او و در کنار او!! و او اينا را در من تنها در من دوست داشت با من!!

 روحم را زيبا و مرا مهربان و با گذشت می خواند ... نگاه نگرانم را دوست داشت و نگرانيش را ميفهميد  زيرا نگاهش عميق بود ... دستان سردم را می فشرد و چشمان خيس از اشکم را می بوسيد ... لبخندم برايش دنيا بود و عشقم را باور داشت !!! مرا نگاه می کرد را همه چيز را در من زيبا می ديد ....!!!

 ولی ....تمام اينها تمام شد.... تنها به يک دليل ...زيرا ديگر نگاهم نکرد...ديگر چيزی را نديد ديگر چيزی را از چشمانم نخواند ...نگاهش را از من گرفت  و ديگر چشمان نگرانم را نديد ... اشکهايم را نديد ... عشقم را نخواند ......تنها سکوت کرد...

 پيام هاي ديگران ()

Negar

Negar


لینک ها

آيلين و خاطراتش
جاوا
کلبه آرامش من
دو منتظر
عروسک کوکی
شام مهتاب
چيزی شبيه زندگی
لحظه ساز عاشقی
گيم نت زئوس
شايد کمی بهتر
پایان سکوت
قصه دلها
رز
طنز و منز

نویسندگان

Negar

آرشیو من

اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤

امکانات

  RSS 2.0